ترمهترمه، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 20 روز سن داره

ترمه دختر اصیل ایران زمین

تصویری از تو روزی که بدنیای ما پا گذاشتی

ترمه جونم این عکس 2 ساعت بعد از تولدت در بیمارستان از تو گرفتم من روی تخت خوابیده بودم و تورو کنارم در تخت مخصوص نوزادان گذاشته بودند اینقدر از بودنت ذوق میکردم که چشم ازت بر نمیداشتم...این ثبت نگاه من به تو از مانیتور دوربین عکاسی هست ، درست ساعت :   ** 9.40 صبح یکشنبه 15 فروردین 1389**   ...
11 خرداد 1390

حکایتی جدید از تو

اینقدر خوابندن تو برامون مهم شده و من ضربه های ریز نوازشگری به پشتت میزنم که از ریتم اون ضربه بخوابی که این کار شده ملکه ذهن تو داری مدام همه چبز رو میخوابونی....... از جعبه دارویی که عکس  بچه روی آن هست تا بشقاب و انواع اسباب بازی ها و بسته بیسکویت و  خلاصه در حال خوابندن همه اشیاء هستی هر از گاهی هم من و بابات رو میخواهی بخوابونی آخه این هم شد زندگی ..............دوستت داریم ..........................  1 خرداد 1390 ...
10 خرداد 1390

دیروز بابات ، من و تو در یکسال و سی و هفت روزگیت

دُخی جونم دیروز  صبح  با حس خوبی شروع نشد ، بازم مرور خاطرات آزار دهنده کسایی که ادعای مهربونی و محبتشون میشه و جز آزار دادن به من و بابات کاری دیگه ای بلد نیستن....خیلی راحت پا روی اونچه که حق بابات بوده  پا گذاشتن و یک آب هم روش...البته قبول دارم ظالم اونیه که بذاره حقشو بگیرن و خوب بابات آدمی نیست که سنگینی تنگ نظری رو تحمل کنه و ابنه که میسپاره به زمان که یک روزی به موقع جواب بده......................به هر حال صبح دیروز حالم  خوب نبود ، انواع جیغ ها و گریه هایی که جون باباتم به لبش رسونده بود هم سر داده بودم  ولی  در نهایت آروم شدم....بد تر از همه اینکه سر و کله اون جماعت هم ناغافل ...
10 خرداد 1390

اولین هنر نمایی بنده

ترمه جونم برای اولین بار مثل اینکه شکلی رو تنوستم در این وبلاگ بذارم چقدر ذوق کردم امیدوارم عکسهاتم بتونم آپلود کنم حتما وقتی که تو بتونی این مطالب رو بخونی تکنولوژی بیشتر از تصور فعلی ما پیشرفت کرده و حتما کلی به من میخندی که چقدر از تکنولوژی روز خودم هم عقب افتادم چه برسه به زمونه  تو ...
10 خرداد 1390

من هم مثل خیلی از بچه ها عاشق مامانم هستم

فردا روز مادر هست این  چند روز  بیشتر از هر موقع دیگه ای همش دارم به این فکر میکنم که  من هم مامان خوبی برات میشم ؟؟ همونطوری که مامانم بهترین هست برای من ................همه جا و در هر صورت و حالتی همیشه مامانم هست که میتونه منو نگه داره خدا همیشه صدای دعای منو میشنوه و هر روز اونو اجابت میکنه تا سالهای سال که عمر مادرم طولانی باشه با صحت و سلامت کامل آروزی مامانم دیدن موفقیت های زیاد تو از جمله شرکت در جشن فارغ التحصیلی ات هست (الیته در هر رشته ای که خودت دوست داری و در هر نقطه از این کره خاکی) راستی مامانم میخواد  عروسیت روی سرت قند بسابونه پس خدا خودش میدونه که باید  ترمه خوشگل منو ...
2 خرداد 1390